على اصغر شميم
595
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
به كلى از ميان بردارد . ملك الشعرا دربارهى كودتا مىنويسد : « نزديك غروب يكشنبه 11 ج 2 و دوم اسفند مخبر روزنامهى ايران براى كسب خبر رفته ساعت 9 شب بازآمد و خبر آورد كه رضا خان ميرپنجه مقيم قزوين با دو هزار نفر قزاق براى آمدن به تهران و رفتن سر خانه و زندگى خود مىآيند و خطرى در بين نيست ، اين خبر در شمارهى فرداى روزنامهى ايران منتشر گرديد » . اما روزنامهى ايران روز دوشنبه دوازدهم جمادى الثانى سال 1338 برابر با سوم حوت ( اسفند ) 1299 شمسى ، كه حاوى خبر فوق الذكر بود ، هنگامى انتشار يافت كه رضا خان ميرپنجه با اراده و تصميم قطعى به جاى رفتن سر خانه و زندگى خود ، پايتخت را اشغال كرده و تمام ادارات مهم و مؤسسات ارتباطى و نظامى و مالى پايتخت را به اختيار خود درآورده و در حقيقت كودتا كرده بود . فتح اللّه نورى اسفنديارى زير عنوان « انقلاب حكومت در ايران دولت جديد ضد بلشويك » از قول خبرنگار روزنامهى تايمز لندن مىنويسد « 1 » : « تايمز 24 فوريه سال 1921 ( 6 اسفند 1299 ) تلگرافى كه در تاريخ 21 فوريه ( سوم اسفند ) از يك منبع انگليسى از تهران به لندن رسيده ، اشعار مىدارد كه سه هزار نفر از قزاقهاى شجاع ايران از پادگانهاى قزوين و همدان به فرماندهى رضا خان در همان روز ( 21 فوريه - سوم اسفند ) به طرف تهران حركت كردهاند . دولت براى پىبردن به مقاصد آنها نمايندگانى نزدشان فرستاد ولى قزاقها براى ورود به شهر اصرار ورزيدند . رضا خان اظهار داشته قزاقها مصمماند در برابر بلشويكها پايدارى كنند و از اين جهت وى اجازه نمىدهد كه دولت بيكاره و بىكفايت فعلى بر سر كار باقى بماند . قواى قزاق مىخواهد يك سازمان ادارى مجهز و آبرومندى تشكيل دهند و نسبت به شاه كاملا وفادار خواهند بود . شكايت آنها فقط از سپهدار اعظم بوده و هيچگونه سوء نظرى نسبت به بيگانگان ندارند . قزاقها با نظم و آرامش وارد شهر شدند و تمام ادارات و بنگاههاى دولتى را اشغال كردند . سپهدار نخستوزير به سفارت انگليس پناهنده شد و پس از گرفتن تأمين جانى از سفارت بيرون رفت . احتمال مىرود سيد ضياء الدين جانشين وى گردد » . پيشبينى خبرنگار تايمز كه روز سوم حوت خبر خود را به لندن مخابره كرده دربارهى اينكه سيد ضياء الدين نخستوزير خواهد شد با آنچه كه ملك الشعراى بهار دربارهى روابط
--> ( 1 ) - كتاب « رستاخيز ايران » گردآورده فتح اللّه نورى اسفنديارى ، چاپ تهران ، ص 4 .